أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
598
مناقب العارفين ( فارسى )
فرموذ كه سراج الدين ، نه در آن عالم شناختند و نه درين عالمم مىدانند ؛ چنانك هيچ ملك مقرّبى را از مقام دَنا فَتَدَلَّى ( 53 / 8 ) خبرى نبوذ و كسى بر آن وقفه « 3 » وقوفى نيافت و آنك « 1 » وقوفى بيافت و واقف معنى شذ جز آنجا وقفهء نكرد ؛ مقام ما نيز با روحانيان كرام كمّل همين حكم « 5 » دارذ « 2 » « 3 / 588 » همچنان بهاء الدين بحرى رحمه اللّه روايت كرد كه روزى حضرت چلبى حسام الدين قدّس اللّه سرّه العزيز فرموذ « 7 » كه هفت سال تمام از نقل حضرت شيخم بگذشت و او را هيچ بخواب نديذم و چندانك در آن عالم درجات طلبيذم « 9 » ، اصلا نيافتم و كسى از آن شان بىنشان نشانم نداذ « 10 » شعر ( متقارب ) نشانت كه جويذ كه تو بىنشانى * مكانت كه يابذ كه تو بىمكانى و درين حيرانى فرومانده بوذم ؛ از ناگاه روزى در باغ سير مىكردم ، ديذم كه در آسمان نهم گشاذه شذ و حضرت مولانا آوازم « 14 » داذ كه چلبى حسام الدين چونى ؟ و ديگر نديذم ؛ همانا كه در لطافت چونىء آن چونى گفتن حضرت بىچونشان سالهاست كه بىچون گشته در بىچونى « 16 » مىروم
--> ( 3 / 588 ) Z 167 ب B 157 ب K 102371 ، II , H ؛ 25 ، II , T ( 3 ) وقفه ZK : وقعه B ( 1 ) و انك . . . بيافت ZK : - B ( 5 ) حكم ZK : معنى B ( 2 ) دارد BK : + الحكاية Z ( 7 ) فرموذ ZK : - B ( 9 ) طلبيذم ZK : - B ( 10 ) نداذ ZK : - B ( 14 ) آوازم KB : آواز Z ( 16 ) بى ZK : - B